فهرست
صفحه اصلي
آرشيو
کل مطالب
تماس با ما

موضوعات
ضرب المثل ها
جملات قصار
آموخته ام كه ...
گفتن دوست دارم به 100 زبان مختلف
يار دبستاني
هدف خداوند از خلقت انسان
مطالبي درباره ي مثلث برمودا
ايرانيان مشهور مقيم آمريكا
اولين سرود ملي ايران
از 90/10 باور نكردني است!
سخناني از سعيد نفيسي
به دست آوردن وزن نرمال طبق اين فرمول!
سخنان مشاهير درباره ي مادر
سخنان مشاهير درباره ي آزادي
سخنان مشاهير درباره ي سرمايه داران
هفت اصل بيل گيتس
تست هوش IQ
داروخانه ي پروردگار
ضرب المثل فارسي به ترتيب حروف الفبا
آيا ميدانيد كه ....
جملاتي زيبا از دكتر شريعتي
حقايقي جالب و شگفت انگيز در مورد خواب ديدن
10 ده اعجوبه ي دنيا
الفباي زندگي
معاني نام كشورها
زوجهاي هنرمند ايراني ؛ كي با كي ازدواج كرده؟!
تست شخصيت ؛ شك نكن ؟!
10 عادت را تغيير دهيد
از كجا به كجا رسيده ايم !؟
10حقيقت شگفت انگيز و عجيب علم فيزيك
10 كليد براي تقويت روحي
10 غذا براي تقويت هوش
15 درس زندگي كه در هيچ مدرسه اي ياد نمي دهند!
15 مورد از اولين‌‌‌‌‌هاي اينترنت!
20 روش براي كنترل استرس
وصيت نامه ي لويي پاستور
داستان كوتاه
نامه آبراهام لينكلن به آموزگار پسرش
با اين راهكارها طول عمر خود را افزايش دهيد
رباعي هاي زيبا
دانستني جالب از كشورهاي مختلف
جملات زيبا
40 عادت آدم هاي موفق
وصيت نامه داريوش كبير
سه حكايت آموزنده
مشاهير جهان
عجايب عدد 7
تخت جمشيد را چه كسي آفريد؟
كورش تو به ما آموختي چگونه ايراني باشيم
آلبرت انيشتين
فقير واقعي كيست!؟!؟!؟
خود را باور داشته باش
چهارعادت كه ظاهر شما را پير مي‌كند
دوست معمولي و دوست واقعي
10 اصل دگرگوني در زندگي
10مسئله عجيبي كه درمورد خودتان نمي دانستيد؟!
11 نكته روانشناسي در قرآن
10قانون زندگي
سلوك خردمندانه
يادداشت هاي روزانه عزرائيل !!!!
داستان جالب ، شيطان ، مرد و خدا
15 سوال از مولا علي (ع) ؟
سرزمينهايي كه در فاصله كوتاه 196 ساله از ايران بزرگ جدا شده اند
8 پديده كه انسان نمي تواند آنها را بفهمد
پيدايش پرچم ايران
مفاهيم رنگ
گنج هاي بزرگ گم شده دنيا !!
5 كوه خطرناك جهان
عجايب جديد جهان
اسرار اهرام مصر
اولين ماشين در ايران
جادو
10 نكته‌اي كه درباره پول نمي‌دانستيد!
چرا مادرمان را دوست داريم؟
چند راه براي درست زيستن
نكته هاي به ياد ماندني
مطالعه موفق
ريخت شناسي
8 راه ساده براي كــساني كه فرصت ورزش ندارند
داستان زيباي پيرمرد عاشق!
هندوانه و خربزه خطرناك
دانستني هايي در مورد نماد فِرَوَهَر
نصايح زرتشت به پسرش
معماي آلبرت انيشتين
مرگ هاي عجيب تاريخ ! ؟! ؟! ؟
پاسخ جالب به سوال: عشق چيست؟
شخصيت شناسي و تست سلامت
8 قانون براي اينكه تنهايي را با خوشحالي سپري كنيد
پيامي از سوي خدا به بنده هاي دل شكسته....
بساط شيطان
باورهاي خرافي ايرانيان در مورد اعضاء بدن !
حكمت روزگار
از عطر ها چه مي دانيم؟
20 دليل كه به زن يا مرد بودن خود افتخار كنيد
نكاتي مفيد براي انتخاب لباس
آسيب شناسي فك و فاميل! ...
عجايب و دانستني هايي از دنياي اينترنت
جملات جالب
شكل گيري شخصيت
سخناني كوتاه اما جاودانه
ايده هاي اشتباه در ازدواج
سخنان زيبا
بي رياترين عشق
اسامي ماههاي سال و معاني آنها
آموخته ام كه ...
چهل و چهار سخن زيبا
روشهاي شوهر يابي
موضوع انشاء : حيوان دوستي نزد ايرانيان است و بس
نازنينم!
سوال هاي بي جواب ؟!
نشان لياقت عشق
راه حل جانبي

آرشيو
شهريور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تير ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
ارديبهشت ۱۳۹۰
فروردين ۱۳۹۰

این صفحه را به اشتراک بگذارید تماس با ما قرص افزایش قد ناچرال ولت آمریکا عطر مشهور گلد سیگار
ليست صفحات
[ ۱ ]


مطالب سايت
آن سوي پنجره

آن سوي پنجره

 

در بيمارستاني دو مرد بيمار در يك اتاق بستري بودند . يكي از بيماران اجازه داشت كه هر روز بعدازظهر يك ساعت روي تختش بنشيند . تخت او كنار پنجره ي اتاق بود اما بيمار ديگر مجبور بود هيچ تكاني نخورد و هميشه پشت به هم اتاقي اش بخوابد . آنها ساعت ها با هم گفت و گو مي كردند ،از خاطرات خانواده ، خانه ، سربازي يا تعطيلاتشان با هم صحبت مي كردند .
هر روز بعد از ظهر ، بيماري كه تختش رو بروي پنجره بود با شور و احساس و بياني زيبا و صميمي منظره ي آن سوي پنجره را توصيف مي كرد . و بيمار ديگر با شنيدن آن ، جان و حال و هواي تازه مي گرفت .
اين پنجره ، رو به يك بوستان بود كه درياچه ي زيبايي داشت . مرغابي ها و قوها در درياچه شنا مي كردند و كودكان يا قايق هاي تفريحي شان در آب سرگرم بودند .درختان كهن ، به منظره ي بيرون زيبايي خاصي بخشيده بود .همان طور كه مرد كنار پنجره اين منظره را توصيف مي كرد مرد ديگر اين منظره را در ذهن خود تجسم مي كرد .
روز ها و هفته ها اين چنين سپري شد اما يك روز صبح هنگامي كه پرستار براي مراقبت از او وارد اتاق شد ناگهان منظره ي شگفت را ديد ! حادثه برايش سنگين بود . آري ، مرد كنار پنجره آنچنان به منظره دلباخته بود كه مرغ روحش آزاد شد و به آن سوي پنجره رفت .
مرد ديگر از پرستار خواست كه تختش را به كنار پنجره منتقل كند و پرستار پس از اطمينان از راحتي از راحتي مرد رفت .
آن مرد به آرامي مرد به آرامي و با درد بسيار ، خود را به سمت پنجره كشاند تا اولين نگاهش را به دنياي زيباي بيرون از پنجره بياندازد .
در عين ناباوري ديد كه بايك ديوار مواجه شده است !!!
مرد پرستار را صدا زد و با حيرت پرسيد چه چيزي هم اتاقي اش را وادار مي كرد تا چنين منظره ي حيرت انگيزي را براي او توصيف كند .
پرستار گفت : شايد او مي خواست با اين كارش به تو قوت قلب بدهد و اميد زندگي را در دلت زنده نگه دارد . آن مرداصلا نابينا بود و حتي نمي توانست ديوار را ببيند .

www.Climax.Parsfa.Com

مشاهده ادامه مطلب آن سوي پنجره
تاريخ: ۷ آبان ۱۳۸۹ ساعت: ۰۸:۲۸:۱۸ ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع: داستان كوتاه نويسنده: PersiaClimax

داستان بيسكويت

داستان بيسكويت

يك زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود

چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود ، تصميم گرفت براي گذراندن وقت كتابي خريداري كند. او يك بسته بيسكويت نيز خريد

او بر روي يك صندلي دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن كتاب كرد

در كنار او يك بسته بيسكويت بود و در كنارش مردي نشسته بود و داشت روزنامه مي خواند

وقتي كه او نخستين بيسكويت را به دهان گذاشت ، متوجه شد كه مرد هم يك بيسكويت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت

پيش خود فكر كرد: بهتر است ناراحت نشوم ، شايد اشتباه كرده باشد

ولي اين ماجرا تكرار شد. هر بار كه او يك بيسكويت برمي داشت ، آن مرد هم همين كار را مي  كرد. اين كار او را حسابي عصباني كرده بود ولي نمي خواست واكنش نشان دهد.

وقتي كه تنها يك بيسكويت باقي مانده بود ، پيش خود فكر كرد:

حالا ببينم اين مرد بي ادب چه كار خواهد كرد؟

مرد آخرين بيسكويت را نصف كرد و نصفش را خورد.

اين ديگه خيلي پررويي مي خواست!

او حسابي عصباني شده بود.

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام كرد كه زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن كتابش را بست ، چيزهايش را جمع و جور كرد و با نگاه تندي كه به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.

وقتي داخل هواپيما روي صندلي اش نشست ، دستش را داخل ساكش كرد تا عينكش را داخل ساكش قرار دهد و ناگهان با كمال تعجب ديد كه جعبه بيسكويتش آنجاست ، باز نشده و دست نخورده!

خيلي شرمنده شد!!

از خودش بدش آمد . . .

يادش رفته بود كه بيسكويتي كه خريده بود را داخل ساكش گذاشته بود.

آن مرد بيسكويتهايش را با او تقسيم كرده بود ، بدون آنكه عصباني و برآشفته شده باشد

www.Climax.Parsfa.Com

مشاهده ادامه مطلب داستان بيسكويت
تاريخ: ۷ آبان ۱۳۸۹ ساعت: ۰۸:۱۵:۳۴ ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع: داستان كوتاه نويسنده: PersiaClimax

داستان كوتاه 3

يك روز وقتى كارمندان به اداره رسيدند، اطلاعيه بزرگى را در تابلوى اعلانات ديدند كه روى آن نوشته شده بود:
ديروز فردى كه مانع پيشرفت شما در اين اداره بود درگذشت. شما را به شركت در مراسم تشييع جنازه كه ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌كنيم.
در ابتدا، همه از دريافت خبر مرگ يكى از همكارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، كنجكاو مى‌شدند كه بدانند كسى كه مانع پيشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده كه بوده است.
اين كنجكاوى، تقريباً تمام كارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات كشاند. رفته رفته كه جمعيت زياد مى‌شد هيجان هم بالا مى‌رفت. همه پيش خود فكر مى‌كردند: اين فرد چه كسى بود كه مانع پيشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد كه مرد!
كارمندان در صفى قرار گرفتند و يكى يكى نزديك تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌كردند ناگهان خشكشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.
آينه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر كس به درون تابوت نگاه مى‌كرد، تصوير خود را مى‌ديد. نوشته‌اى نيز بدين مضمون در كنار آينه بود:
تنها يك نفر وجود دارد كه مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم كسى نيست جزء خود شما. شما تنها كسى هستيد كه مى‌توانيد زندگى‌تان را متحوّل كنيد. شما تنها كسى هستيد كه مى‌توانيد بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقيت‌هايتان اثر گذار باشيد.. شما تنها كسى هستيد كه مى‌توانيد به خودتان كمك كنيد.
زندگى شما وقتى كه رئيستان، دوستانتان، والدين‌تان، شريك زندگى‌تان يا محل كارتان تغيير مى‌كند، دستخوش تغيير نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغيير مى‌كند كه شما تغيير كنيد، باورهاى محدود كننده خود را كنار بگذاريد و باور كنيد كه شما تنها كسى هستيد كه مسئول زندگى خودتان مى‌باشيد.
مهم‌ترين رابطه‌اى كه در زندگى مى‌توانيد داشته باشيد، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان كنيد. مواظب خودتان باشيد. از مشكلات، غيرممكن‌ها و چيزهاى از دست داده نهراسيد. خودتان و واقعيت‌هاى زندگى خودتان را بسازيد.
دنيا مثل آينه است. انعكاس افكارى كه فرد قوياً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه كردن به زندگى است.

www.Climax.Parsfa.Com

مشاهده ادامه مطلب داستان كوتاه 3
تاريخ: ۴ فروردين ۱۳۸۹ ساعت: ۰۲:۴۸:۵۹ ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع: داستان كوتاه نويسنده: PersiaClimax

داستان كوتاه 2

يك كشتي در يك سفر دريايي در ميان طوفان دريا شكست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات يابند و شنا كنان خود را به جزيره كوچكي برسانند. دو نجات يافته هيچ چاره اي به جز دعا كردن و كمك خواستن از خدا نداشتند. چون هر كدامشان ادعا مي كردند كه به خدا نزديك ترند و خدا دعايشان را زودتر استجاب مي كند، تصميم گرفتند كه جزيره را به 2 قسمت تقسيم كنند و هر كدام در قسمت متعلق به خودش دست به دعا بر دارد تا ببينند كدام زود تر به خواسته هايش مي رسد.
نخستين چيزي كه هردو از خدا خواستند غذا بود. صبح روز بعد مرد اول ميوه اي را بالاي درختي در قسمت خودش ديد و با آن گرسنگي اش را بر طرف كرد. اما سرزمين مرد دوم هنوز خالي از هر گياه و نعمتي بود.ا
هفته بعد دو جزيره نشين احساس تنهايي كردند. مرد اول دست به دعا برداشت و از خدا طلب همسر كرد.. روز بعد كشتي ديگري شكست و غرق شد و تنها نجات يافته آن يك زن بود كه به طرف بخشي كه مرد اول قرار داشت شنا كرد.. در سمت ديگر مرد دوم هنوز هيچ همراه و همدمي نداشت.ا
بزودي مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس و غذاي بيشتري نمود. در روز بعد مثل اينكه جادو شده باشد همه چيزهايي كه خواسته بود به او داده شد. اما مرد دوم هنوز هيچ چيز نداشت.
سرانجام مرد اول از خدا طلب يك كشتي نمود تا او و همسرش آن جزيره را ترك كنند. صبح روز بعد مرد يك كشتي كه در قسمت او در كناره جزيره لنگر انداخته بود پيدا كرد. مرد با همسرش سوار كشتي شد و تصميم گرفت جزيره را با مرد دوم كه تنها ساكن آن جزيره دور افتاده بود ترك كند.
با خودش فكر مي كرد كه ديگري شايسته دريافت نعمتهاي الهي نيست چرا كه هيچ كدام از درخواستهاي او از طرف پروردگار پاسخ داده نشده بود.
هنگامي كه كشتي آماده ترك جزيره بود مرد اول ندايي از آسمان شنيد:
«چرا همراه خود را در جزيره ترك مي كني؟»
مرد اول پاسخ داد:
« نعمتها تنها براي خودم است، چون كه من تنها كسي بودم كه براي آنها دعا و طلب كردم، دعا هاي او مستجاب نشد و سزاوار هيچ كدام نيست.»
آن صدا سرزنش كنان ادامه داد :
« تو اشتباه مي كني! او تنها كسي بود كه من دعاهايش را مستجاب كردم وگرنه تو هيچكدام از نعمتهاي مرا دريافت نمي كردي.»
مرد پرسيد:
« به من بگو كه او چه دعايي كرده كه من بايد بدهكارش باشم؟»

جواب آمد:
«او دعا كرد كه همه دعاهاي تو مستجاب شود.»

www.Climax.Parsfa.Com

مشاهده ادامه مطلب داستان كوتاه 2
تاريخ: ۴ فروردين ۱۳۸۹ ساعت: ۰۲:۴۵:۲۱ ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع: داستان كوتاه نويسنده: PersiaClimax

داستان كوتاه 1

در دستانم دو جعبه دارم كه خدا به من داده است . خدا به من گفت: "غصه هايت را درون جعبه سياه بگذار و شادي هايت را درون جعبه طلايي

.
به حرف خدا گوش كردم

.
شادي ها و غصه هايم را درون جعبه ها مي گذاشتم

جعبه طلايي روز به روز سنگين تر مي شد و جعبه سياه روز به روز سبك تر

روزي از روي كنجكاوي جعبه سياه را باز كردم تا علت را بفهمم. در كمال ناباوري ديدم كه ته جعبه سياه سوراخ است و غصه هايم از آن بيرون مي ريزد. با تعجب رو رو به خدا كردم و گفتم : خدايا ، چرا اين جعبه ها را به من دادي ؟ و چرا ته جعبه سياه سوراخ است؟

و خدا تا لبخند دلنشيني جواب داد : اي بنده ي من ، جعبه طلائي را به تو دادم تا لحظه هاي شاد زندگيت را بشماري و جعبه سياه را دادم تا تلخي هاي زندگيت را دور بريزي و هميشه با شادي هايت شاد زندگي كني

 

www.Climax.Parsfa.Com

مشاهده ادامه مطلب داستان كوتاه 1
تاريخ: ۴ فروردين ۱۳۸۹ ساعت: ۰۲:۴۲:۲۷ ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع: داستان كوتاه نويسنده: PersiaClimax

درباره وبلاگ

وب لاگي با موضوعات متنوع و مختلف مانند: جملات قصار و زيبا از مشاهير ايران و جهان , دانستنيها, ضرب المثل ها, اطلاعات عمومي و همچنين همراه با مطالب جالب و خواندني ديگر شما دوستان عزيز نيز مي توانيد با پيشنهاد و انتقادهاي خود در پر محتوا كردن كردن و پويايي اين وب لاگ با من همراه شويد ضمنا اگر مايليد مطالب شما در اين وب لاگ قرار گيرد آنها را توسط ايميل براي من ارسال كنيد ايميل من: www.PersiaClimax@Yahoo.Com
آخرين مطالب
» ضد آفتاب حلزون (سانبلوک)
» مو زن گوش و بینی hygienic
» کپسول 60 تائی بیگ بوی
» کپسول لاغری دکتر جیمز
» لارجر باکس پکیج کامل سوپر گلد
» قرص افزایش قد ناچرال ولت آمریکا
» انرژی زا boost کافئین
» دستگاه فر مو به سبک عربی
» حجم دهنده لب پوتینگ ژل
» حجم دهنده لب پوتینگ ژل
» دستگاه فر مو به سبک عربی
» انرژی زا boost کافئین
» قرص افزایش قد ناچرال ولت آمریکا
» کپسول لاغری دکتر جیمز
» کپسول 60 تائی بیگ بوی

لينکستان
جامعه مجازي ايرانيان
درگاه خدمات الكترونيكي ايران
سايت خبر آنلاين
فوتبال3
سيستم وبلاگ دهي پارسفا
سايت كلاب فوتبال من
سايت تبيان
پرشين گرافيك
پيوندهاي مفيد
فوتو فانيا
سمپل تم
بلاگ اسكين
قالب من
تم ديزاينر
ياس تم
تك تمپ
پي سي تمپ
ميهن تم
طراحي و آموزش سايت هاي فلش

مترجم سايت

بخش ويژه
google map
« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools
کرم کانگورو جادوی زیبائی کرم خاویار سیاه اصل کپسول لاغری ناچرال مکس پر پشت کننده و ضد ریزش مو درمان سفیدی مو درمان سفیدی مو



climax

climax

http://climax.parsfa.com

Climax

Climax

Climax

وب لاگي با موضوعات متنوع و مختلف مانند: جملات قصار و زيبا از مشاهير ايران و جهان , دانستنيها, ضرب المثل ها, اطلاعات عمومي و همچنين همراه با مطالب جالب و خواندني ديگر شما دوستان عزيز نيز مي توانيد با پيشنهاد و انتقادهاي خود در پر محتوا كردن كردن و پويايي اين وب لاگ با من همراه شويد ضمنا اگر مايليد مطالب شما در اين وب لاگ قرار گيرد آنها را توسط ايميل براي من ارسال كنيد ايميل من: www.PersiaClimax@Yahoo.Com

Climax

قالب پارسفا

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog

Email Icon by Parstools.com
* نام و نام خانوادگي :
آدرس وب سايت :
* آدرس ايميل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ايميل
نحوه آشنايي شما با ما:
موضوع پيام:
*پيام:

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به کلايمکس پارسفا ميباشد کپي برداري از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد Powered by Climax.Parsfa.com Copyright 2011 Climax ,All rights resreved , Design by PersiaClimax